بیان
گاهی دلت می خواهد چند نفر باشی در چند جای دنیا ، همین!
أنا عنكِ ما أخبرتهم
 
لكنهم لمحوكِ
 
تغتسلينَ في أحداقي
 
أنا عنكِ ما كلمتهم
 
لكنهم قرؤوك في حبري وفي أوراقي
 
للحبِّ رائحةٌ
 
وليس بوسعها ألا تفوحَ
 
مزارعَ الدُّراقِ
 
نزار قباني
 
ترجمه ی مشترک مترجمی مجهول و آقایان رضا اریحی و لطیف شاوردی:
 
هرگز از تو چیزی به آن ها نگفتم...
اما تو را دیده اند،
که تن می شویی در چشمانم ..
از تو با آن ها سخنی نگفتم...
ولی آن ها تو را در برگ و جوهرم خواندند،
عشق را عطری است 
چراکه نمیتواند پراکنده نگردد
عطر باغستان های هلو ..
 
نزار قبانی
 
ترجمه آقای رضا اریحی:
 
من
هرگز 
راز ترا برای آنان فاش نساخته ام
ترا اما دیده اند 
که در برکه چشمانم
آب تنی میکنی !
آنان ترا خوانده اند
از جوهر و 
درنوشته های من ،
عشق را عطری است ..
چراکه نمیتواند پراکنده نگردد
عطر باغستان های هلو .. !!
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 توسط مصطفی اریحی |
.: Weblog Themes By PayamBlog :.